درود بر جامعه کتابداری ایران زمین
گزارش کوتاه از اولین همایش ملی دانشجوی عوامل اجتماعی موثر بر سلامت که در 21 و 22 مهر 1389 در دانشگاه ایران برگزار شد به همراه خاطرات خوب و بد این کنفرانس در این تاپیک ارائه میکنم امیدوارم در اتمام این متن همانطور که خودم به رشته ای کتابداری بیشتر از قبل افتخار کردم دوستان من نیز به خود ببالند که در این رشته در حال تحصیل هستند.
همایش روز چهارشنبه 20 مهر اغاز شد که خوب من و همکارم از ساعت 5 صبح با سرمای کشنده تهران توی ترمینال ارژانتین منتظر شدیم تا افتاب بالا بیاد و به سمت سالن همایش های رازی کنار برج میلاد بریم
ساعت 7.30 به سالن رسیدیم برای پذیرش که با صحنه عجیب از صف طولانی نویسندگان همایش روبرو شدیم
که منتظر پذیرش بودن
برای بنده بسیار جای تعجب داشت یک همایش دانشجوی حدود 75 مقاله به صورت سخنرانی در دو رو و نزدیک به 600 مقاله به صورت پوستر پذیرفته کرده بود ما انتظار می دادیم که این همایش دچار مشکل بزرگی بشه با این همه پذیرش مقاله اصلا باور کردنی نیست این مقدار مقاله در دو روز بگذریم من رفتم توی صف طولانی پذیرش مقاله به صورت پوستر ایستادم حدود 30 دقیقه بعد نوبت من شد تا پذیرش بشم که جوابی که من داده شد این بود
"" شما نوسنده اصلی هستید یا همکار"" من گفتم همکار گفتن اقا اشتباه توی صف ایستادید لطفا برید و قسمت دیگه ای رو به من نشان دادن و منم کوله بارم رو برداشتم و رفتم قسمت همکاران تا اونجا پذیرش بشم برای من خیلی جای تعجب بود که نویسنده همکار و اصلی رو از هم جدا کرده بودن اما گفتیم شاید سیستم جدید اجرا کردن که ما نمیدونیم چطوریه هیچی ما رفتیم و توی قسمت همکاران مقاله ایستادیم و پذیرش بشیم اولین چیزی که من گفتن اقا لطفا نیم ساعت صبر کنید هنوز لیست شما ها مشخص نیست
هیچی گفتیم باشه صبر کردیم تا لیستمون درست شد بعد گفتیم خوب کارت شرکت رو در همایش بهم بدید دوستان فرمودند که هنوز کارت برای همکاران مقاله صادر نشده گفتیم اشکال نداره
گفتیم خوب بعدا میگیریم
به نویسندگان مقاله در موقع پذیرش یه کیف لپ تاپ و کتاب کنفرانس رو تحویل میدادن کیفهای خوشکلی بودا گفتیم چه کیف خوشکلی رفتیم که کیفمون رو بگیریم دیدم بهم یه کیف داده کرمی و قهوه ای بد رنگ بهم میگن اقا این هدیه کنفرانس به شما گفتم دوست عزیز ببخشید این کیف چرا خالیه و چرا از اونا نمیدید گفتن نه اخه شما همکار دوم هستید با یه لحنی حرف زدن من حس کردم همکار دوم بودن جرمه گفتم واه چه ربطی داشت گفت اینطور برنامه ریزی شده گفتم لااقل کتاب همایش رو بدید ما که برای کیف و این چیزا نیومدیم گفتن نه به شما نمیتونیم بدیم
با یه بدبختی پذیرش شدیم گفتیم انشالله توی کنفرانس دیگه مشکلی نداریم اولشه خوب اخه همایش دانشجوی بود گفتیم شاید اولین همایش دچار مشکل هستند اما در انتها ضربه ای که این همایش به جامعه علمی ایران رو زد را در قالب ساده و خاطره ای براتون میگم
کنفرانس اغاز شد ریس دانشگاه علوم پزشکی ایران ، مشاور وزیر بهداشت و دبیر اجرایی همایش سخنرانی کردن و تا ظهر همایش طول کشید بعدم جای همه دوستان خالی رفتیم ناهار و موقع ارائه پوستر ها رسید
ما کار تحقیقاتیمون رو که شش ماه کار کرده بودیم و با 35 رفرنس انگلیسی ترجمه کرده بودیم و اماده کرده بودیم و با طراحی 72 ساعته من برای پوستر نصب کردیم و خوب از همون اول استقبال خوبی از پوستر شد و جای تعحب برای همه بود که چرا من کتابداری هستم و توی این همایش شرکت کردم و خوشبختانه کمترین کاری از دستم بر اومد این بود که توضیح بدم رشته کتابداری واقعا چیست و همه خوشحال و تبریک به خاطر این که این رشته میتونه اینقدر به جامعه علمی کمک کنه با لبی خندان رفتن
عصر اون روز هم با ارائه سخنرانی ها در حوزه بهداشت شروع شد
اما متاسفانه به خاطر تعداد زیاد سخنران ها فقط سخنرانها مقاله ارائه میدادن و سخنران بعدی سخنرانی میکرد و هیچ پانل برای پرسش و پاسخ برای مقالات ارائه شده در نظر گرفته نشده بود
عصر همون روز بازدید از برج میلاد بود که نویسندگان مقالات چه به صورت پوستر و چه به صورت سخنرانی رو میبردن و بازدید میکردن
زمانی که من رفتم برای ثبت نام به من گفتن که چون شما نویسنده دوم مقاله هستید حق بازدید رو ندارید و تنها نویسندگان اصلی مقاله حق بازدید دارند
دلیل این رفتار رو جویا شدم که گفتن که این دستور از بالاتر هست و ما هم باید ابلاغ کنیم
خوب دوستان به بازدید رفتن من هم با دوستان در تهران جای همه شما خالی رفتم پیتزا پدر خوب واقعا عالی بود
زمان برگشت و مراجعه مجدد به محل همایش برای رفتن به اسکان متوجه شدیم که اسکان در اردوگاه شهید باهنر هست که تا محل کنفرانس حدود یک ساعت فاصله داره خوب ما حرکت کردیم برای اردوگاه و ساعت 22 رسیدیم اونجا شب سردی بود اما خوب همین که از ساعت 4 صبح تا 22 خسته بودیم هر جا بود میخوابدیم
رفتیم توی اردوگاه دیدم یه سری کلبه برامون اماده کردن که هر کدوم فقط 5 نفر جا داشت اما همینطوری 10 نفر باید میرفت داخلش یه نیم ساعتی منتظر بودیم باید چیکار کنیم اخه درها هم قفل بود همه یخ کرده بودیم بالای تهران بود روی یه تپه بود هیچی اومدن گفتن اشتباه اومدید باید بریم یه قسمت دیگه اردوگاه
حالا همه راه افتاده بودن و منم با یه ساک بزرگ و سه تا کیف و یه پوستر دنبالشون، خیلی وحشتناک بود اما خوب رسیدیم یه سری اتاق گذاشته بودن همه مستقر شده بودن من بودم و سه تا محقق دیگه از علوم پزشکی اصفهان و سمنان من رفتم و یه اتاق بالا بود گرفتم و گفتم بچه ها اینجا چهارنفرست نرفته بودم داخلش که دوست اولی رفت داخل ترکید از خنده دومیش رفت روده بر شد سومی رفت شکه شد خودم رفتم ترکیدم من فکر کرده بودم اتاقش 4 نفری هست اتاق 75 تا تخت داشت .
توی کنفرانس نه به این نویسنده های همکار خیلی احترام گذاشته بودن همه منو به عنوان نویسنده دوم میشناختن اونجا اخه تابلو بودیم دیگه و یه سری قوانینی که تا به حال اجرا نشده بود رو روی ما اعمال کردن هر کسی نویسنده دوم بود کیفش فرق میگرد و پایه خنده همه شده بودن
منم یکمی شیطونیم گل کرده بود گفتم شاید قوانین دیگه ای هم باشه بهمون نگفتن بذار من بپرسم
هر مسئول اجرای همایش رو میدیدم میگفتم اقا اجازه نویسنده دوم میتونه سوار ماشین بشه یا باید پیاده بیاد؟
اخر شب رفتم در اتاقشون ببخشید مزاحم میشم نویسنده دوم میتونن بخوابن یا باید بیدار باشن؟
صبح اول صبح ساعت 6 رفتم در زدم خواب بودن گفتم ببخشید نویسنده دوم میتونن مسواک بزنن یا نمیتونن؟
نیم ساعت بعدش دوباره ببخشید نویسنده دوم میتونن صحبونه بخورن یا نه؟
هر اتفاقی افتاد من سوال کردم نویسنده دوم میتونن اینکارو انجام بدن یا نه؟
اخرش من گفتم قطعا نویسنده دوم ها رو مثل اخراحی ها میزارن و اروم میرن زود تر از همه رفتم دم در وایستادم تا بیان
اخرش مسئول اجرای تا منو میدید فرار میکرد
رفتیم کنفرانس ؛ ماشالله اونقدر کنفرانس جالبی بود که دلم نیومد بمونم تا رسیدیم من همون اول رفتم کتابخونه ملی یه گشتی زدم واقعا جالب شده بود
همه ورودی های کتابخونه ملی امسال گیت گذاشته بودن و برای ورود به هر بخش باید کارت عضویت داشته باشید کار بسیار جالبی بود انشالله دوستای جدید الورود میرن و این سیتستم رو میبنند فقط خیلی پیاده روی داشتیم اخه اون تپه رو باید پیاده بالا میرفتیم تا میرسیدیم
اما واقعا قسمت های که مخصوص کتابداری و رشته خودمون هست چقدر ارامش بخش هستن
بعد کتابخونه ملی رفتم دانشگاه الزهرا یه کنفرانس زبان انگلیسی بود بسیار جالب برگزار شد
و بعد اون دوباره مراجعه کردیم به همایش و تا مراسم اختتامیه اونجا بودیم و تموم شد و ساعت 23 برگشتیم اصفهان
این خاطره این کنفرانس بود درسته خیلی دردناک و وحشتناک بود اما جدای از خاطرات, تحلیلی علمی که من از این کنفرانس داشتم و نقدی که بر این کنفرانس داشتم رو به صورت علمی این قسمت می نویسم. امیدوارم این نوع کنفرانس ها سالهای اینده و در جامعه علمی ما برگزار نشه و امیدوارم این نوع تدابیر اجرایی دیگه تکرار نشه.
من تا الان اکثر همایش های رشته خودم و رشته های وابسته به رشته خودم به صورت دانشجوی، منطقه ای ، ملی و بین المللی مقاله داشتم و سخنرانی داشتم اما تا کنون مثل این همایش ندیده بودم من برای اولین بار همکار مقاله بودم
در این همایش تعریف جدیدی از نویسنده همکار ارائه دادن که جای بحث و نقدهای زیاد بر این کنفرانس خواهد داشت.
در مباحث روانشناسی یک اصل وجود داره به نام اثر تقدم که بدین معنی هست اولین اتفاق یا دیدار شما در ذهن شما حک خواهد شد و تغییر اون بسیار سخت صورت می پذیره. این اصل رو اینجا مطرح کردم برای اینکه شما تصور کنید اگر اثر تقدم به صورت منفی در یک جامعه علمی و در یک همایش ملی ایجاد شود این تاثیر منفی در ذهن و افکار اشخاص و جامعه علمی تا سالهای سال میتواند باقی بماند و این بر روی تولید علم در یک رشته تخصصی و علم یک کشور میتواند تاثیر بسیار بگذارد به عنوان مثال تصور کنید یک سری دانشجو برای بار اول بعد تحقیقات فراوان مقاله اشون در یک همایش پذیرفته میشه و اینها بسیار مسرور هستند که تونستد تولید علم کنند و وارد همایش میشن اینها برای بار اول با این صحنه رو برو میشند که نویسنده اصلی تمام کار مقاله رو انجام داده و نویسنده همکار هیچ ارزش علمی و اجتماعی نخواهد داشت این تصور در ذهن این دانشجو ایجاد می شود و این دانشجو به خاطر این خاطره نامیمون شاید هیچ گاه دیگر اقدام به نوشتن مقاله نکند مسئول این نشکفتن ایده های محقق ها کیست؟
بنده منکر این نیستم که هیچ کنفرانس نمیتواند بی اشکال برگزار شود. اما میتونیم همایش و کنفرانسهای با درصد اشتباه کم برگزار کنیم. همایشی که بنده شرکت کرده بودم دارای نقاط قوتی بود یک از اونها این بود که دانشجویان کارشناسی این همایش رو برگزار کرده بودن در این سطح اما نقاط ضعف این همایش بسیار بالاتر از فواید این بود. که تک تک به این مسائل می پردازم و شرح میدم.
مشکل اصلی این کنفرانس که من حس میکنم جامعه عملی کشور رو دچار مشکل خواهد کرد اگر این روند ادامه پیدا کنه و اینده گان مارا تحت تاثیر قرار خواهد داد
هدف قرار گرفتن نویسندگان اثار علمی بود
هر مقاله علمی در گذشته تک نویسنده بودن آن بسیار با ارزش بود
اما با ورود رشته های گوناگون و تولید علم بالاتر و انفجار اطلاعات و عوامل دیگر موثر بر نوشتن یک مقاله محققان به این مهم دست یافتند که مقالات چند نویسنده ای بسیار با ارزش تر از مقالات تک نویسنده ای است زیرا که این مقالات حاصل فکر جمعی است و بسیار دقیق تر می باشد.
اما تعریفی که این همایش به من و حدود 800 محقق ایرانی ارائه داد بسیار متفاوت تر از چیزی بود که دنیایی علمی ان را اثبات کرده بود.
تعریفی که دبیرهای اجرایی و علمی این همایش به بنده ارائه دادن زمانی که من از اونها پرسیدم چرا با نویسنده دوم اینگونه باید رفتار بشه چند تعریف رو لطفا توجه بفرمایید:
به خاطر احترامی که این افراد قائل می باشم از اوردن فامیل هاشون پرهیز میکنم
جناب اقای( ک...) دبیر اجرای همایش : مقاله علمی مقاله ای است که فقط نویسنده اصلی آن اهمیت دارد زیرا که یک دانشجو مقاله مینویسد و چون دوستان صمیمی دارد در محیط خوابگاه و دانشگاه اسم این افراد رو همینطوری در مقاله مینویسد. تا این افراد هم در همایش شرکت کرده باشند.
جناب اقای ( م...) دبیر اجرایی همایش : در جواب سوال من که چرا به نویسندگان دوم این همایش هیچ گونه حکم ارائه مقاله داده نمیشود فرمودند که چرا چند نویسنده ای نوشتید برید تک نویسنده ای بنویسید اینطور بهتره. و زمانی که بنده از ایشون سوال کردم چند مقاله علمی داشته اید در کنفرانس یا مجله ایشون در جواب بنده فرموند تا کنون هیچ کار علمی انجام نداده ام. و متاسفانه متاسفانه که جای گریه دارد این است که محققی از شیراز که به این وضع شاکی بودن با ایشون صحبت کردند در جواب به ایشون فرموند که اشکال نداره کم کم شما یک ناهار و شام اینجا خوردید من و همه دوستان دهنمون باز مونده بود از نوع صحبت ایشون...
بنده یک پیشنهاد به دبیر علمی همایش دادم و این بود که بهتره یک مدخل جدید در لغت نامه دهخدا و معین با نام نویسنده همکار بنویسیم و یکی از تعاریف اقای ک و م رو بذاریم قطعا پیشرفت علمی خواهیم کرد.
تا کنون من در جامعه علمی تبعیض رو ندیده بودم اما اینجا واقعا دیدم
تصور کنید نویسنده دوم باید کیفی رو به همراه داشته باشه که رنگ ش کاملا متفاوت باشه بدون برنامه زمان بندی همایش، بدون همراه کتاب همایش، عدم ورود به برج میلاد، و مهمترین پارامتر عدم صادر شدن گواهی ارائه مقاله برای این افراد که این نوع تبعیض واقعا جای شگفتی در همایش های ما در ایران را دارد.
اما دو تا سوال باید اینجا پاسخ داده بشه که واقعا جایگاه نویسنده همکار در ایران چگونه است؟
آیا ما در قبال دانشجوی که برای اولین در کنفرانس شرکت میکنه و این نوع صحنه ها رو مشاهده میکنه و برای همیشه از جامعه علمی دور میشود مسئول نیستیم؟
در طول همایش 90% از شرکت کنندگان در این همایش از نوع برخورد و بی احترامی که به جامعه علمی صورت گرفته بود ناراحت و شکایت میکردند. من با چند نفر از محققین جوان که برای اولین بار صحبت میکردم در مورد نوع همایش اونها تصوراتی که از یک کنفرانس داشتن رو برای من ارائه کردند اما تصمیم گرفته بودند به خاطر بی احترامی های که به اونها شده بود دیگه توی هیچ مقاله ای شرکت نکنند.
عده ای برای بیان اعتراض از مسئولین همایش زمانی را در انتهای کنفرانس خواستار شدند اما مسئولین اجرای همایش اعلام کردند حق هیچ گونه سوال ندارید این در جامعه علمی سانسور محسوب میشود و دنیای علم با سانسور علمی در تناقض است .
بنده چندین بار در این کنفرانس تقاضای ملاقات با دبیر علمی همایش جناب دکتر کرمانی شدم اما متاسفانه ایشان از این نشست خودداری کردند و حاضر نشدند تا ایراداد و نقدهای همایش رو برایشان توضیح بدهم که در نهایت در مراسم اختتامیه بعد از سخنرانی اقای کرمانی و زمانی که جایگاه در حال پایین امدن بودن من تنها زمان مناسب رو جهت پرسش سوال خودم و نشان دادن کنفرانسهای علمی و رشته خودم مناسب دونستم و سوال خودم رو مطرح کردم
که متاسفانه علاوه بر اینکه ایشون نتونستن جواب بدهند سریعا مجری برنامه مبحث رو عوض کردند و نگذاشتند که سوال من به اتمام برسد اما خوشبختانه سالن پر از محققین در علوم پزشکی به خاطر صحبت ها و سوال من شروع به تشویق من نمودند .
درانتهای کنفرانس برای بار دوم هم جناب دکتر کرمانی حاضر به با من نشدند چون جواب قانع کننده ای نداشتند.
چند نکته مهم باید از این کنفرانس ارائه کرد
یک همایش دانشجوی آن هم برای بار اول به صورت ملی دانشجوی نبایستی به این تعداد مقاله میپذیرفت که نتواند انرا به خوبی اداره کند و این باعث شکست برای همایش خواهد بود.
نویسنده گان همکار در انجام یک مقاله پست های حساسی رو به خاطر توانایی خود انجام میدهندکه شاید یک نفر هرگز نتواند یک مقاله رو به اتمام برساند پس بایستی در جامعه علمی مورد تکریم و احترام قرار بگیرد.
همایش های علمی در کشورمان بایستی به سمتی برود که باعث افزایش تولیدات علمی بشود نه باعث دلسرد شدن نگارنده های مقاله و کاهش تولید علم.
امیدواریم که در سالهای اینده از این همایش ها در کشور را مشاهده نکنیم
در نهایت با یک جمله صحبت های خودم را به پایان می رسانم
ای کاش در دفتر قطور زندگی سطری باشیم به یادماندنی نه حاشیه ای از یاد رفتنی
علی مردانی نژاد
دانشجوی کارشناسی کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی
ادامه مطلب